دلشان خوش که شاعرانند .... !!
در حال حاضر این حرف آخر من است
دیگر از کتابت و واژگانِ فخیم فاصله گرفته ام
خسته ام کرده اند این بزرگانِ چراغ و حماسه
می روند جایی دور
که از نزدیکِ ما سخن بگویند!
آخر این همه خالی
این همه دهان گشوده تا انتهای جهان
دستها،دهانها، نان و تاول و دشنام
بستر و بوی خون، خیابان قدیمی جمشید
کبوتران سربریده و کنفرانس
اصلن همین رفتگر خسته
یا بقولِ فروغ شربت سینه و عدالتِ آدمی
عدالتِ اندوه، تقسیم تشنگی ....
فرض که من مغرضم، دروغ می گویم
پس این سیلی حضرات و این هم گونه های من!
دلشان خوش است که شاعرانند یعنی ....
برو سر کوچه، برو کنار میدان
برو میان گلایه و انتظار
برو دلِ همین مردمان خودت را ببوی
بوی جراحت کهنه وسیگار نیمه سوز زر می آید
یا خرج هفته خانواری گمنام
شاید هم مصلحتِ روزگار .....
************************************************
انتخابات تمام شد.
آقای احمدی نژاد و هاشمی بهرمانی(بخوانید رفسنجانی) به دور دوم راه یافتند.من به هیچ یک از این دو رای ندادم چون نامزد مورد نظر من شخص دیگری بود که آرای لازم را کسب نکرد.و من هم نمیخواهم مثل بعضی از آقایان علت رای نیاوردن کاندید مورد نظرم را کم سواد بودن عامه مردم و نبود رشد فرهنگی لازم و بینش سیاسی در بین اقشار جامعه بدانم.من به انتخاب مردم با کمال میل احترام میگذارم.
و کاندید مورد نظرم در دور دوم آقای مهندس "احمدی نژاد" است که در نوشته های بعدی در مورد آن خواهم نوشت.
