تبليغاتX
گذرا مثل خیال

گذرا مثل خیال

گفتی که حافظ اینهمه رنگ و خیال چیست -- نقش غلط مبین که همان لوح ساده ایم

دلم گرفته است ....

من در آيينه سخن مي گويم

با تو دارم سخني

با تو اي خفته به هر موج نگاهت فرياد

با تو اي همدرد با تو اي همراه ....

چند شبي است كه شبكه سه برنامه اي پخش ميكند كه در آن زندگي مردمان محرومي را نشان ميدهد كه ديدن آن دل هر انساني را به درد مي آورد.و جالب اينكه اين مردم هم در استانهاي محروم و هم در استانهايي كه ظاهرن امكانات مناسبتري دارند روزگار میگذرانند.وقتي عده اي براي تفريح و خوش گذراني در استانهاي شمالي تني به آب زده اند و در ويلاهاي آنچناني به خوشگذراني مشغولند عده اي ديگر همان نزديكيها در روستاهاي صعب العبور و جنگلي زندگي فلاكت باري را را تجربه ميكنند،كساني كه براي گرفتن 3 هزارتومان كمك ماهيانه كميته امداد از سر و كول هم بالا ميروند.....

يا در نزديكيهاي كساني كه در پيست اسكي چهلگرد استان چهارمحال بختياري براي تفريح و ورزش از شهركرد و اصفهان و استانهاي همجوار آمده و غرق در شادي و خنده از زندگي خود لذت ميبرند انسانهايي هستند كه در تامين ابتدايي ترين احتياجات روزمره خود درمانده اند و در دخمه هايي زندگي ميكنند كه ما حاضر نيستيم حتي يك لحظه آنجا بايستيم.آنجايي كه زني بخاطر از دست دادن چند بز و يك گاو كه تمام زندگيش بوده چنان زجزه ميزند كه گويي فرزندانش را از دست داده است.....

يا آن مردماني كه با گذشت 2 سال از زلزله بم هنوز روز گرم و شب سردشان را در چادر زندگي ميكنند و هيچ پناهي در آن كوير برهوت ندارند.هم غم از دست دادن عزيزان و بي سرپناهي و هم غم نان.دلم گرفت براي آن زني كه شوهرش را از دست داده بود و با چند بچه در چادر زندگي ميكرد براي امرار معاش نان مي پخت و ميفروخت و در نگاه و صورتش غمي بس عظيم موج ميزد.

از طرفي در شهرهاي بزرگ و برخوردار كشورمان نيز وضع بعضي از مردم از اين بهتر نيست.آنجا كه بسياري با سيلي صورت خود را سرخ نگه ميدارند و شبهاي بسياري بي شام سر به بالين ميگذارند.آنجا كه بسياري از پدرها آنقدر دير به خانه مي آيند كه بچه ها بخواب رفته باشند تا شرمنده درخواستهاي بدون پاسخشان نباشند و آنجايي كه زنهايي بي پناه حاضر ميشوند بخاطر سير كردن شكم و برآورده كردن نيازهاي اوليه فرزندانشان خود را به دست هر هرزه اي بسپارند ......

بگذريم ....

كه ميتوان در جاي جاي كشورمان خيلي از اين موارد را يافت كه شما خود بهتر با آن آشناييد.اما من تمام غصه ام اينست كه در كشوري با اين همه منابع و امكانات و ثروت و با آن پيشينه تاريخي چرا بايد اوضاع بدينگونه باشد.آيا جز اين است كه فساد و دزدي و استفاده نامشروع عده اي اندك از امكانات كشور چه قبل و چه بعد از انقلاب باعث فلاكت و بدبختي بسياري از مردم شده است.منكر بسياري از اقدامات انجام شده بعد از انقلاب براي كمك به محرومين و روستاهاي دور افتاده نيستم،اما وقتي در يك قلم در بانكي 200 ميليارد اختلاس ميشود يا وزرات تعاون اعلام ميكند چندين ميليون تن گندم از كشاوزران خريداري شده و پول آن پرداخت شده ولي گندم آن موجود نيست و معلوم نيست از آخور كدام آقازاده سر درآورده و صدها مورد ديگر كه هر روز درباره آن مي شنويم،آيا نبايد بر بي در و پيكري اوضاع اقتصادي اين مملكت گريست...؟؟

چرا بايد در وزارت نفت بعضي از حضرات براي عقد قرداد با شركتهاي خارجي پورسانتهاي چند ميليون دلاري و بورسهاي خارج از كشور براي فرزندانشان بگيرند و در جاي ديگر مردمي زندگي كنند كه شايد تا كنون 100 هزار تومان را يكجا نديده باشند ....؟؟

 چگونه است كه در اين كشور براي جرمي كوچك،نيروي انتظامي و قوه قضاييه بدون در نظر گرفتن شخصيت و آبروي شخص با شدت تمام برخورد ميكنند و اسم مجرم و عكسش در هر روزنامه و رسانه اي اعلام ميشود اما حتي اسم كسي كه ميلياردها تومان كلاهبرداري و اختلاس كرده برده نميشود با اين بهانه كه كه هنوز متهم است و جرم ثابت نشده،آيا غير از اين است كه در اينصورت دست بسياري حضرات كه در اين قضايا دست داشته اند رو خواهد شد ...؟؟

بنظر شما با چند درصد از اين اختلاسها و دزديها و ريخت و پاشها ميشود مشكلات هموطنهاي عزيزي را برطرف نمود كه تنها جرمشان اينست كه مسئولان نظارتي بيكفايتي را در راس امور مي بينند كه خود شريك دزد و رفيق قافله اند ..!!؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت   توسط مهرداد  | 

بوسه ناشکفته

خاطراتم را از چشمانم دزديدي

و مرا ديوانه يك بوسهْ ناشكفته كردي

وقتي دلم را آرام و بي پروا

در پاي سياهي چشمانت قرباني مي كردم

اشكم را نديدي

كه تمام غمهايم را شست و برد .....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت   توسط مهرداد  | 

رد پای یک نگاه

رويايي شگرف ...

              التهاب آيينه ...

و ردپاي يك نگاه

      كه هميشه چشمانم را تعقيب مي كند ......

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت   توسط مهرداد  | 

سروی که سوخت ....

رفتي

بي سر ...

          بي پا ....

رقص كنان همراه نسيم ، همراه باد

مهرباني چشمانت

و لباني كه همبشه خندان بود

و خاطراتي كه جا مانده ....

حالا ديگر باد هم بوي تو را بخاطر نمي آورد

حالا بايد در ناپيداي وجودت

نگاهي را بياد آورم

كه وجودم را ميلرزاند

بي تو غم مسافرين جا مانده را

با كه بگويم ... ؟

*************************************

رفت .....

زماني كه تازه هجده ساله شده بود.آنهم چه رفتني،كه هيچكس نمي دانست بر سر آن جوان زيباي مهربان چه آمده است.جواني رعنا كه رشته رياضي بود و همزمان كاپيتان تيم فوتبال منتخب مدارس و مقام اول تنيس روي ميز .....

مي گفتند:راهي سنگري بوده و بعد خمپاره اي سنگر را به هوا برده،اما هيچكس به درستي نمي دانست كه آيا آنجا بوده است يا نه ؟دائيم كه رفته بود منطقه شلمچه به جستجوي برادر جوانش چيزي پيدا نكرده بود جز اين پاسخ كه:نميدانيم چه اتفاقي افتاده است.بعضي مي گفتند مفقود الجسد شده و ديگران مي گفتند مفقودالاثر ..... و او برگشت با كمري كه از داغ برادر خميده بود.

پدر بزرگم تا زمان مرگش هميشه ميگفت كه جعفر پسر زرنگ و چابكي است محال است كه در آن سنگر مانده باشد،اسير شده و روزي خواهد آمد.و به همين آرزو روزها را سپري ميكرد تا اينكه بدون اينكه خبري از پسرش برسد او هم رفت ....

و آخر در سال 77 گفتند كه داييتان مي آيد.اما چه آمدني وقتي كه عزيزترين كسانت را ببيني كه از او جز مشتي استخوان و پلاكي فلزي چيزي بر جاي نمانده باشد ...

اما من ميدانم و او،كه ديگر زمين جاي او نبود.او به آنچه خواسته بود رسيد.و ما بي جهت برايش ميگريستيم. به گمانم بايد بحال خودمان زار ميزديم ......     

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت   توسط مهرداد  | 

انرژی هسته ای ....

با اينكه زياد مايل نيستم وارد مسائل سياسي شوم اما چيزي كه اين روزها فكرم را بخود مشغول كرده،مسئله انرژي هسته اي است كه در موردش زياد ميشنويم.راستش فكر ميكنم به اندازه كافي در مورد اين موضوع اطلاعات داريد و لازم نيست من توضيحي بيشتر بدهم.

فقط ميخواهم بگويم در دنيايي كه قانون جنگل بطور كامل بر آن حكم فرما است و هر كس زور بيشتري دارد حق بيشتري هم خواهد داشت،حق مسلم ملت بزرگ ايران است اين دانش مدرن عصر حاضر را كه بطور كامل بدست جوانان اين سرزمين بدست آمده است را حفظ نموده و گسترش دهد اما مسئله اي كه بعضي ها مطرح ميكنند اين است:

حكومت حاضر صلاحيت داشتن اين فن آوري را ندارد.

اما من ميگويم در حالي كه كشورهايي مثل اسرائيل،پاكستان،هند كه اتفاقن همگي در منطقه ما قرار دارند اين صلاحيت را از نگاه جهان دارند،چرا ما نداشته باشيم.آيا دولتهاي آنها از ما مسئول تر و متعهدترند ؟در ثاني از زماني كه معلوم شد داراي اين فن آوري و سلاحهاي هسته اي هستند نوع نگاه و تعاملات بقيه كشورها با آنها تغيير كرده است و حتي بعضي از تحريمهاي آنها نيز برداشته شده است.

ديگر اينكه خود پنج كشور عضو شوراي امنيت و خصوصن آمريكا كه تنها استفاده كننده از اين سلاح در جهان است و هر روز همه كشورها را تهديد مي كند، چه صلاحيتي براي داشتن اين سلاح دارند ؟

اينرا از اين جهت ميگويم كه در اين سالهاي بعد از انقلاب ما نه به كشوري حمله كرديم و نه كسي را تهديد،فقط از كشور خود در برابر متجاوزان دفاع كرده ايم.اين را هم اضافه كنم من نيز خيلي از مشكلاتي كه در اين كشور وجود دارد حس ميكنم و از آن راضي نيستم و به حكومتيان نيز انتقاداتي دارم،اما تمام اينها باعث نمي شود كه بگويم حكومت ما اين صلاحيت را ندارد. راستي جواب نسلهاي بعدي را چه خواهيم داد ؟و چگونه راضي خواهيم شد كشور را سالها از نظر علمي به عقب برانيم .....

نظر شما چيست؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت   توسط مهرداد  |