تب ترانه ....
یک شب ز تب ترانه آگاه شدیم
دلواپس لحظه های بی ماه شدیم
وقتی که ستاره چشمکی پنهان زد
عشق آمد و بر جان و زد و گمراه شدیم .....
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت   توسط مهرداد
|
گفتی که حافظ اینهمه رنگ و خیال چیست -- نقش غلط مبین که همان لوح ساده ایم
یک شب ز تب ترانه آگاه شدیم
دلواپس لحظه های بی ماه شدیم
وقتی که ستاره چشمکی پنهان زد
عشق آمد و بر جان و زد و گمراه شدیم .....