بگذار دیگر نبوسمت .....
بگذار دیگر نبوسمت
بگذار شعر چشمانت را از بَر کنم
بگذار واژه های آتشین محو نگاهت باشند
بگذار بر بخار شیشه بنویسم "دوستت دارم"
قبل از آنکه اشک ریزان شود ....
بگذار تمام ستاره ها برایت چشمک بزنند
تا ردی از بوسه بر سنگفرش عشق نباشد
بگذار فراموش شوم .....
بگذار فراموش شوی ....
می خواهم رازی باشیم از عشق
بگذار دیگر نبوسمت ....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت   توسط مهرداد
|
